| غم در اشعار پارسی 5 |
|
|
|
|
غم نيست گر ز مهر تو دل پاره پاره شد اي كاش ذرّه ذرّه شود در هوا تو هلالي جغتائي
شرح غم با خون دل برصفحه زریّن نگارم ورنشانيخواهياينك اشكسرخ و روي زردم جلال همائي
همه روي زمين رادرغمت ازگريه تر كردم غنيمت بودپيش ازگريه هرخاكي به سركردم عاشق اصفهاني
نيست ماراغم دل هيچ كه ازدولت عشق هست غم نعمت ما عشق ولينعمت ما كمرهاي
به سوي ما گــــذار مردم دنيا نميافتد كسي غيرازغم ديرين به ياد ما نميافتد رهي معيّري
غـــــم مهجــــوري و بــــار صبـــــوري همه بر جـــــان غم پــــرورد من بين جامي
در دم اين است كه از يار جــــدا گــــردم گرنباشدغم جانان غم جان اينهمه نيست صائب تبريزي
چون توانم ازتودل برداشتن اي غم كه تو ترك عالم از براي خاطر ما كردهاي ابوطالب تبريزي
گفتي:به غمم بنشين ياازسرجان برخيز فرمان برمت جانا بنشينم و برخيزم سعدي
دوباره آمدي اي سيل غم نميدانم دگر زكلبة ويران من چه ميخواهي؟ بهار
ما كسي را نشناسيم كه غم نشناسد هست بيگانه ما هركه الم نشناسد عرفي شيرازي
دارم ز غم فراق ، باري كه مپرس روز سيهي و شام تاري كه مپرس از دوري روي دل فروزي است مرا روز كه مگوي و روزگاري كه مپرس هاتف اصفهاني
شادندعالمي كه مراهر غم جان است دارم غمي كه باعث شادي عالمي است علائي آشتياني
با تو خواهم شرح غمهاي دل محزون كنم ليك از خوي تو ميترسم ندانم چون كنم هلالي جغتائي
مرا چه غم كه خرابي ز بام و در بدر آيد كه رند خانه خراب و گداي خانه بدوشم مجمر اصفهاني
ساقيامي بده وغم مخوراز دشمن ودوست كه به كام دل ما آن شد و اين آمد حافظ
شاه بیت دفتر غم ناله زار من است نخل بستان بلا آه شرر بار من است جسمی همدانی
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|



