Company Logo


 

بحر طویل

 

گفتگوی غذا های ایرانی و فرنگی
 
1- طرفدار غذاهای ایرانی                     2- طرفدارغذاهای فرنگی
 

1- سفره آماده و مردم همه آزاده و بینی چو بادمجان و فسنجان، خورشهاست مهیا و چه بسیار مربا و مصفا و معطر، مشهی و مزعفر، نشسته به وسط با فر و شوکت ، چلو روی سفید و پلو بره شهید و همه هم فرد و وحید و چاکرانش ببر و دور و برش، پاک روانند و دل از دست ربایند و چنینند و چنانند ، که از آن کوکبه و دبدبه و طنطنه وهلهله و ولوله مبهوت شوی ، پاک چو هاروت و چو ماروت شوی ، عقل تو از سر رود و قلب تو از بر رود و عاشق شیدا شوی، از عشق غذاها چو مجنون زمانه

 

2- چه خطا کاری و پر چانه، چه بیچاره و دیوانه ، چه گویی و چه جویی تو زشربا و کلمبا ، از آن آش قلمکار ، از آن رشته بی عار ،  که تو چاره نداری از این ناله و زاری، از این روده درازی، از این صحبت و بازی که نخوردی و ندیدی نه یک لقمه چشیدی و نه یک حرف شنیدی ، از آن ( بیفتک ) و (کتلت) از آن (راگو) و (املت) از آن (ژیگو) و (سابلت) یکی روح فزاید یکی غم بزداید چه گویم ز(فری کاسه) و(مازه) بسی حرف درازه ، لذیذند و عزیزند و تمیزند و نفیسند و انیسند و جلیسند و یگانه


1- آری آری که تو حق داری از آن کتلت (قورباغه) از آن املت (تسباغه) ندانم ز فری کاسه و (چلپاسه) سخن ساز کنی درد دلت باز کنی. بی خود آواز کنی هم دو لبت غاز کنی ، چون به مذاق تو گوارا و مهناست، معلا و مصفاست ، مقوی و مشهی است ، خورشهای فرنگی چه دبنگی و جفنگی که ندانی چه گواراست خورشهای فسنجان ، چه گویم ز کوکو و ز بریان ، از آن دلمه بادمجان ، ز بورانی و سوهان ، ز نعناع و ز ریحان از آن زیره کرمان از آن کوفته معلا از آن فرنی مربا ز بالنگ مهنا از آن خورش باقلا از آن منظرحلوا از آن پیکر زیبا از آن راحت حلقوم، از آن طلعت معلوم از آن پشمک معصوم ، تو آزرم کن و شرم کن از ریش سپیدش از آن طعم لذیذش، تو خود (تارت) مگو (تورت) مگو کان ها همه هیچ است و میانه


2- گفته ها گفتی و در سفتی و صحبت به سر آمد که مرا دردسر آمد این همه نام شمردی بسا گام سپردی و بسا لب بفشردی ز  غذا های زمانه بسخن و فسانه ، مرا درد دل آمد چو تو را پا به گل آمد ، بگو تا به کی این صحبت بیجا از آن فرنی و حلوا از آن کوفته معلا که بجز درد دل و درد (بل1) و درد سر و درد بر و زحمت معده محنت روده چه اثر یا ثمر آید از آن دلمه بادمجان از آن کوکوی شیطان، ندانی تو غذاهای دگر قند وشکر بهتر و برتر ببین تا بشمارم بنگارم بفشارم بسپارم  ز دهان آب رود و ز دل تو تاب رود کوفته بر خواب رود دلمه ز بشقاب رود (سوپ) چه خوب است چه مطلوب چه مرغوب خوری کتلت و بس (کمپوت) و شیرین شودت کام که یادی نکنی دیگر از آن پشمک پر ریش  و ز حلوای بداندیش کان ها همه باد است و فسانه


1-بل کلمه ترکی به معنی کمر

 




webmaster : R.Sharabiani Copyright © 2011. All Rights Reserved