Company Logo


تاریخچه نوروز

 

آمد بهار و  برگ گل از  شاخ  بر دمید        بلبل  سرود نغمه  ایّامکم سعید

مبارک  بادت  این سال و  همه سال        همایون بادت  این روز و همه روز

 نوروز همراه کاروان بهار سال کهنه را پشت سر می گزارد، برگ دیگر بر دفتر عمرمان می افزاید. چون عید نوروز در رسد ایرانیان پاک دل ، هموطنان گرانقدر ما به شیوه نیاکان خویش به دیدن دوست می روند و سال نو را به وی شادباش می گویند.

بهار آمد به صحرا و در و دشت      جوانی هم بهاری بود و بگذشت

جشن نوروز بی تردید یکی از جشنهای کهن ایرانی است .همه متون کهن نوروز را به جمشید نسبت داده اند. نوروز بزرگترین جشن ملی ایرانیان است. که نخستین روز از نخسین ماه فروردین سال شمسی آنگاه که شب و روز برابر شود آغاز می شود. منابع و ماخذ متعدد در باره نوروز و چگونگی برگزاری مراسم آن در میان مردم ایران زمین وجود دارد که اهم آنها عبارتند از :

 1-       نوروزنامه حکیم عمرخیام نیشابوری
2-       تاریخ ده هزار ساله ایران تالیف عبدالعظیم رضایی
3-       آثارالباقیه عن القرون خالیه ابوریحان بیرونی
4-       شاهنامه حکیم فردوسی

 و ده ها منابع دیگر که اگر به همه آنها اشاره شود مطلب به درازا خواهد کشید روی این اصل به چند نمونه اشاره می شود. در روایت شاهنامه کیومرث اولین پادشاه است

نخستین خدیوی که کشور گشود             سرپادشاهان کیومرث بود


این پادشاه به مردم استفاده از پوشش و خوراک جدید را آموزش داد زیرا پیش از او بصورت کاملا ابتدایی زندگی می کردند. کیومرث پسری بنام سیامک دارد که همین سیامک پسری از خود به یادگار می گذارد که پس از کیومرث جانشین پدربزرگ خود می شود. از دوران هوشنگ جشن ها آغاز می شود و روش زندگانی دگرگون می گردد. کشاورزی و دامداری پدید می آید.

بامرگ هوشنگ فرزند او تهمورث به پادشاهی می رسد پسرتهمورث جمشید پادشاه بعدی است که نوروز در دورا ن او شکل گرفت سلطنت جمشید از ویژگیهای خاصی برخورداراست گروه بندی اجتماعی و تقسیم افراد  به اقشار و طبقا ت مختلفه از برنامه های دیگر جمشید بود.                                                                          

 فردوسی همه طرحها واقدامات انجام گرفته دردوره جمشید را می شمارد تااهمیت پادشاهی اورا درذهن خواننده تثبیت می کند سپس حماسه سرای بزرگ توس تلاش خود را به کارمی گیرد تااهمیت نوروز را بگوید وعظمت انرا دو چندان کند. حکیم عمرخیام در رساله ای بنام نوروزنامه می گوید نوروز از جمله دوازده جشنی است که در تقویم اوستایی پیش از دوره هخامنشی برقرار شده است . در آن زمان در هر ماه یک جشن قائل شده اند .اسامی دوازده ماه همان نامهای امروزی است . برای هر روز از ماه نیز اسم مخصوصی پذیرفته بودند و نامهای دوازده ماه نیز جزو اسامی روز هم بود به همین جهت در هر ماه یک روز بود که اسم روز وهم ماه یکی می شود آن روز روز جشن بود. از میان این دوازده جشن امروز 3 جشن باقی مانده بنام های جشن نوروز و جشن مهرگان و جشن سده .

 هر یک از دوازده ماه ایران باستان دارای 30 روز بود. و سال 360= 30×12 روز بنابراین هر سال شمسی پنج روز کم داشت. برای جبران در آخر هر سال 5 روز دیگر می افرودند تا سال شمسی درست دارای 365 روز باشد. این کبیسه سال را در عربی خمسه مسترقه و در فارسی پنجه دزدیده و بهیزج و در پهلوی وهیزج و اندرگاه نامیده اند.

 جالب تر این که در قدیم 5 روز آخر سال که پنجه دزدیده می گفتند مردم این پنج روز به شادی و نشاط می پرداختند و جشن میگرفتند و مراسم گوناگون پیش از تحویل سال مثل میر نوروزی یا امیر بهاری انجام می دادند . آیین میر نوروزی به اینصورت بوده که شخصی از اهالی را انتخاب می کردند و به او می گفتند میر نوروز یا امیر بهاری و او را به تخت می نشاندند و در واقع فرمانروای موقتی و پنج روزه آن آبادی می شد و می بایست هرچه که می گفت مردم اطاعت کنند. فرمانروایی میرنوروزی بسیار متزلزل و بی دوام بوده و این مفهوم در اشعار شاعران هم آمده از جمله حافظ گوید:

 

سخن در پرده مي‌گويم  چوگل از غنچه‌ بيرون‌ آي          كه بيش از پنج روزي نيست حكم ميرنوروزي

 

در دوره باستان نوروز را با تشریفات خاصی در تخت جمشید برگزار می کردند در این جشن نمایندگان هر قوم و طایفه ای هدایایی با خود می آوردند که مجسمه های آنها بر در و دیوارهای آپادنا حک شده است.که برای پرهیز از اطاله کلام از شرح و بسط آن خود داری می شود.

راجع به مراسم نوروز در کتاب المحاسن والاضداد آمده است که 25 روز پیش از نوروز در صحن سرای پادشاه دوازده ستون از خشت نصب می کردند و روی هر یک از آنها یکی از حبوبات را می کاشتند و اینها را روز ششم فروردین با انواع سرودها و آوازها و بازیها می درویدند. بحث در ریشه کلمه فروردین و برخی مسائل زبانشناسی و تاریخی مربوط بدان در آیین مزدیسنا نشان می دهد که در آغاز فروردین ماه توجه همگان به مسرت خاطرارواح گذشتگان و نیاکان معطوف بوده و شادی جان یا فروهر آنان را در روسوم و تشریفات این جشن می جستند.

درباره جشن نوروز مطالب گفتنی زیاد است و برای احتراز از تطویل کلام به اختصار باید گفت که جشن نوروز یکی از جشنهای بزرگ ملی باستانی است. که از زمانهای بسیار دور در کشور عزیز مان ایران معمول گشته و نشانگر ذوق سرشار و بلندی فکر نیاکان ما می باشد.

 فصل سرما رفت و عیدی آمد و خرم بهاری           وه چه نوروزی چه خوش عطری چه نیکو روزگاری

 

 بهار می رسد آیا بود که در چمنی                      نشسته پای گل و یاسمین تو باشی و من




webmaster : R.Sharabiani Copyright © 2011. All Rights Reserved